برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
گرچه من سرباز هیچ و ساده ام / سرخوشم مهدی بود فرمانده ام گرچه مهدی بود غایب ولی / سرخوشم بر نایبش سید علی . . . . . . دل از ما برد و روی از ما نهان کرد / خدایا با که این بازی توان کرد تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی / دلبر ما دل ما برد به ما رخ ننمود . . . . . . آقا ترا به حرمت مولا یمان علی / آقا ترا به حرمت زهرا ظهور کن آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه / برگرد و شهر را پر امواج نور کن . . . . . . جمعه یعنى یک غزل دلواپسى / جمعه یعنى گریه هاى بى کسى جمعه یعنى روح سبز انتظار / جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار . . . آقا چقدر ضجه زنیم دعا کنیم / یا باز گرد یا دل ما را صبور کن روزی اگر که آمدی و عاشقت نبود / یک فاتحه نوازش اهل قبور کن . . . . . .
ای روشنی دیده ی مجنون تو کجایی؟ / وقت است کز این هاله ی غیبت به در آیی این پرده ی هجران و فراق را برافکن / بر سنگ بزن شیشه ی عمر این جدایی . . . . . . ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد/ یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر/ گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد . . . گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند / گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت / گفتا که من همیشه به دیده اشک دارم . . .
ادامه در لینک زیر
. . .
ای گل نرگس نگاهت آبی است / جمکران با نام تو مهتابی است ای گل نرگس هلا صاحب زمان / از فراقت از فراقت الامان . . . . . .
خبر آمد ، خبری در راه است / سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید ، شاید / پرده از چهره گشاید ، شاید . . . . . .
یک شب اگر خواب من آئی چه می شود / یـکبــار اگـر رخـت بنـمــائی چه می شود جــز حســرت نــگاه تـــو نبـــود مــرا بــدل / یکشب اگر بخـواب من آئی چه می شود ? . . . دل گشته بی قرارتو یا صاحب الزمان / سخت است انتظار تو یا صاحب الزمان عمری ست درمسیرنگاهت نشسته اند / عشاق جان نثارتو یا صاحب الزمان . . . . . . چشم من منتظر و بارانى / مانده پشت همه پنجره ها راهى اندازه یک جمعه فقط / مانده تا زمزمه پنجره ها . . . . . . اگر کعبه، مطاف خاکیان است / ویا گر قبلهى افلاکیان است طواف کعبه و دلهاى عشاق / به گرد مهدى صاحب الزمان است . . . . . . بگو چگونه تو تدبیر می کنی اقا؟ / چرا در آمدنت دیر می کنی اقا؟ دل تمامی عشاق دوره گردت را / چقدر ساده غزلگیر می کنی اقا؟ . . .
ای برده دلم به غمزه جان نیز ببر / بردی دل و جان نام و نشان نیز ببر گر هیچ اثر بماند از من به جهان / تاخیر روا مدار ان نیز ببر . . . یا صاحب الزمان . . . جمعه یعنی . . . جمعه یعنى یک غزل دلواپسى / جمعه یعنى گریه هاى بى کسى جمعه یعنى روح سبز انتظار / جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراریهاى آب / جمعه یعنى انتظار آفتاب جمعه یعنى ندبه اى در هجر دوست / جمعه خود ندبه گر دیدار اوست جمعه یعنى لاله ها دلخون شوند / از غم او بیدها مجنون شوند جمعه یعنى یک کویر بى قرار / از عطش سرخ و دلش در انتظار انتظار قطره اى باران عشق / تا فرو شوید غم هجران عشق جمعه یعنى بغض بى رنگ غزل / هق هق بارانى چنگ غزل زخمه اى از جنس غم بر تار دل / تا فرو شوید غم هجران دل جمعه یعنى روح سبز انتظار / جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراریهاى آب / جمعه یعنى انتظار آفتاب لحظه لحظه بوى ظهور مى آید / عطر ناب گل حضور مى آید سبز مردى از قبیله عشق / ساده و سبز و صبور مى آید نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |